مدل تحلیلی ون-وستندورپ اصلاح شده برای قیمت‌گذاری

در مطلب پیشین مربوط به موضوع قیمت‌‌گذاری، به دو تکنیک تحلیلی “ون-وستندورپ” و “گابر-گرانجر” برای قیمت‌گذاری محصولات و خدمات اشاره کردیم.

در مدل ون-وستندورپ، بازه مناسب و نطقه بهینه قیمت‌گذاری یک محصول به شما پیشنهاد می‌شود. این بازه و نقطه بهینه مشخص می‌کند که در چه محدوده‌ای، حداکثر تعداد افراد و مشتریان، آن قیمت را مناسب می‌دانند. اما در مدل ون-وستندورپ، هیچگاه بحث از احتمال خرید مشتریان به میان نمی‌آید. در حالی که فروشندگان می‌خواهند بدانند که با چه احتمالی مشتری که یک قیمت را مناسب می‌داند، در همان قیمت ممکن است کالا را از وی بخرد؟

31 pricing strategy methods 2

مدل ون-وستندورپ

برای بهبود مدل می‌توان از مفاهیم مدل گابر-گرانگر برای اصلاح مدل ون-وستندورپ استفاده کرد. سوالات پرسشنامه‌ای مدل فوق به این شکل اصلاح می‌شوند:

  • به نظر شما، چه قیمتی برای این محصول مناسب است (قیمت ارزان، bargain)؟ با چه احتمالی شما این کالا را در این قیمت خواهید خرید؟
  • به نظر شما، از چه قیمتی بالاتر، این کالا به سمت گران شدن می‌رود (گران)؟ با چه احتمالی شما این کالا را در این قیمت خواهید خرید؟

در آمد مورد انتظار در هر سطح قیمت برابر خواهد بود با حاصل‌ضرب قیمت در تعداد افراد مورد انتظاری که در این قیمت حاضر هستند آن کالا را بخرند. در صورتی که نمودار درآمد مورد انتظار و قیمت رسم شود، می‌توان سطح قیمتی مناسبی را یافت که در آن سطح قیمت، انتظار می‌رود بیشترین درآمد برای شرکت تولید شود.33 Pricing strategy methods 1

مدل تحلیلی ون-وستندورپ اصلاح شده

برخی از محققین به صورت تجربی معتقدند که بیشترین درآمد نه در نقطه بهینه قیمتی OPP که در نقطه بی‌تفاوتی قیمتی IPP اتفاق می‌افتد.

بنابراین مدل بالا از دوجهت از مدل ون-وستندورپ اصلی کارآمدتر است: اولا تعداد سوالات مستقیم آن در مورد قیمت کمتر است و دوم اینکه موضوع «احتمال خرید» را نیز در نظر می‌گیرد. البته همچنان این نقص وجود دارد که مسئله «رقابت در بازار» و وجود کالاهای جایگزین در این مدل دیده نشده است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *